از صبح توى فکرش بودم که بیام و بنویسم از روزمرگى هام.
از شوق بى نهایتم واسه نزدیک شدن پاییز..
از خیال و رویاهایى که شب و روز توى فکرم باهام هستن..
از آینده اى که چیدم واسه خودم، با تک تک جزئیات..
از فیلم هایى که میبینم و حسِ خوبى که بهم میدن..
از ذوق و شوقى که واسه خرید هدیه ى تولد رفیقم دارم.. و واسه تولد بعدى...
از حالِ خوبم :)
آره! حالِ خوبم... با وجودِ همه ى مشکلات، حتى با وجود دیدن یه پیام که امشب نیستم و بغضى که قورت دادم..
اگه خودمون اجازه ندیم، هیچ چیز نمیتونه این حالِ خوب رو ازمون بگیره. این چیزیه که من این روزا خیلى بهش اعتقاد پیدا کردم، چون تجربه ش کردم... :)
*حیف کلاس زبانم که تموم شد، حیف استادمون نمیاد واسه ترم بعد.. چقد هوامون رو داشت و تشویقمون میکرد.
*میخوام از الان واسه کنکور ارشدم بخونم، اما نمی
دونم از کجا شروع کنم..
*اینکه قلب و مغز به یه توافق برسن، نقش زیادى توى ایجاد آرامش داره!
برچسب:
نویسنده: بردیا خوشنام
تاريخ: چهارشنبه
31 شهريور
1395 ساعت: 18:31